ورود به حساب کاربری        عضویت
مشاوره تلفنی    05136615381 - 09155249646 - 05136639567  

۱۱
تیر

0

(قسمت اول و دوم)راه اندازی کسب و کار در ۱۰ روز

یک ماجراجویی مخاطره آمیز میخواهد اتفاق بیافتد, یک کسب و کار در حال بازگشایی است که طرح اولیه اش در ذهنش شکل گرفته , یک بچه که باید ازش نگه داری کند؛ میشل فیش کاملا تحت فشار است. اما چیزی که باعث شد جهش داشته باشد یک اطلاعیه از سازمان مالیات آمریکا بود با عنوان اخطار جدی در خصوص پرداخت یک مالیت سنگین که نتیجه چندین کسب و کار که او هم شریک بوده , است.هیچ پولی نداشت… تمام برنامه ریزی ها , تمام جدول ها , تمام پیش بینی هایشان غلط از آب درآمده بود مخصوصا وقتی اوراق مالیات رابررسی می کردند, اما… استارتاپ موفق Charlotte در سال ۲۰۰۳ راه اندازی شد و تبدیل به پرسود ترین شرکت نیو یورک در سال ۲۰۰۴ شد.

جِرِمی اُستِرمیلر هیچ نامه ای احتیاج نداشت دریافت کند برای راه اندازی استارتاپ تکنولوژیکی که در منطقه دِنور کُلُرادو پایه ریزی کرده بود؛ اما قضیه به خوبی پیش نمی رفت زیرا دو راه بیشتر نداشت یا گذر سریع در تاریکی محض یا دست به سینه نشستن و منتظر سرنوشت بودن, خودش میگه “من میدونستم این استارتاپ باید سودآور باشد.” “من ۵۰۰$ را هم که داشتم گذاشتم تو کار, چون قطعا نمیخواستم دیگر برگردم خونه و از پدرم پول بگیرم.”

جهش ناگهانی و فوق العاده سودآور استارتاپ های فیش و اُستِرمیلر آنها را از ورشکستگی قطعی نجات داد.امروزه Charlotte با یک یکدهه سابقه درخشان و پرسود جزء شرکت های ممتاز فورچون ۵۰۰است و البته چهارمین شرکت پرسود با کارآفرینی خانم نیز هست. و ازآن طرف شرکت چهارساله اُستِرمیلر که یک سایت مانند سایت eBay است با محتوای تبلیغی امسال قرار است درآمد ۲۰$ میلیون دلاری داشته باشد.

احتمالا این ماجراجویی های مخاطره آمیز , بدون استراتژی های اصولی قبل و بعد از راه اندازی اینگونه پیشرفت چشمگیری نمی کردند.قطعا راه اندازی یک کسب و کار در ۱۰ روز برای افراد ترسو نسیت.همیشه هم قابل توصیه نیست اما شدنی است.در حقیقت ما این فرایند را در ۱۰ روز فشرده کردیم؛ ۱۰ روز متمرکز.

بخوانید تا بدانید چرا فیش و اُستِرمیلر و خیلی های دیگر با هزاران مشکل و فشار در یک حرکت جهشی در مدتی کوتاه یک کسب و کار اصولی و سودآور راه اندازی میکنند.

روز اول :
یک بیزینس پلن بکشید (طرح کسب و کار)
بیزینس پلن چیست ؟ بیزینس پلن یا طرح کسب و کار درست مانند نقشه کسب و کارتان است, کارهایی که میخواهید انجام دهید , با چه کسانی , به چه صورت , با چه سرمایه ای و …

College Hunks Hauling Junk استارتاپی بود که توسط دو دوست در سال ۲۰۰۴ راه اندازی شد. Nick Friedman که از موسسان این استارتاپ است به یاد می آورد در دوران دانشگاه در واحد بازاریابی با بیزینس پلب آشنا شده بود. او به همراه شریکش با رسم یک بیزینس پلن اصولی و کامل کمک به ارزشی به کسب و کارشان میکنند؛ آنها ۸۰$ دلار سرمایه ای که در این کار گذاشته بودند را تبدیل به یک شرکت بزرگ با ۵۰۰ کارمند و ۴۷ شعبه در آمریکا می کنند.

حالا شده پشت یک دستمال کاغدی باشد یا در یک پوشه با ۳۰ صفحه همراه با جزییات؛ بیزینس پلن برای یک استارتاپی می خواهد به سرعت راه را برای سود های کلان باز کند ضروری است.

بیزینس پلن یکی از اصول کار است و البته در استارتاپ های امروزی به صورت پیشرفته از بیزینس مدل استفاده میکنند , یک طرح کسب و کار که بسیار ساده تر است رسمش از بیزینس پلن که حتما در ۱۲CEO به شرح کامل آن خواهیم پرداخت.

روز دوم :
بازار را بشناسید
تحقیق بازار هدف نیز یکی دیگر از حیاتی ترین اصول کسب و کار است. شما میخواهید یک دید اجمالی از صحنه رقابتی که میخواهید واردش شوید داشته باشید: چگونه محصول یا خدمات شما با محصول یا خدماتی که در بازار موجود است رقابت خواهد کرد؟ مشتریانی که میخواهید از شما خرید کنند چه کسانی هستند؟ چه مدارک و شرایطی برای شروع فعالیت نیاز دارید؟

اگر در خارج از ایران زندگی میکنید سایت هایی مانند SBA آمارگیری نقیقی از اهالی مناطق , سن و سال رقبا و … به شما میدهد.
اگر در ایران زندگی میکنید از سازمان آمار ایران میتوانید آمار دقیقی بسته به نیازتان بگیرید.

Jeff Turner موسس شرکت National Storm Shelters قبل از تولید محصولات ضد توفانش برای اهالی منطقه تحقیق گسترده ای از مشتریان و رقبایش کرد و در آخر نتیجه این تحقیقات همان ندای درونی اش بود که میگفت برنده این میدان خواهد بود. این شرکت امروزه با تولید محصولات با کیفیت برای مردم توانسته درآمد سالانه ۱٫۵ میلیون دلاری کسب کند.

البته تحقیق بازار هدف خوب است و جزء اصول است , اما مواظب باشید دچار فلج آنالیز نشوید. چندین بار تحقیق نکنید, برنامه ریزی های چندین باره نکنید , وسواس زیادی بر روی نتایج تحقیقات نشان ندهید , عمل کردن مهمتر است.

برای اینکار احتمالا برایتان سوالات زیادی پیش خواهد آمد. راهتان در مه خواهد بود و خودتان را تنها خواهید دید اما راه حل این مشکل داشتن یک مربی خوب است , کسی که شما را نصیحت کند, جواب سوالاتتان را بدهند حالا این مربی میتواند پدرتان باشد, میتواند استادتان باشد یا مانند فیش میتواند مدیر کاری سابقش باشد.

روز سوم :
برند خودتان را بسازید.
برند یا نام تجاری ,هویت کسب و کار شما خواهد بود. برند شما باید در قضاوت زود هنگام مردم برنده شود و رای مثبت بگیرد حتی قبل از راه اندازی کسب و کار تان. بعد از اینکه یک لوگوی حرفه ای برای برندتون طراحی کردید اولین کاری که باید بکنید این است که آنرا بر روی سربرگ های شرکتتان, کارت ویزیت و کاتالوگتان چاپ کنید. البته یادتان نرود بازاریابی چریکی کنید و زیر تمامی لوگوهایتان نام و شماره تلفن شرکتتان را حتما بنویسید تا کسی یک لحظه هم که شده شماره شما را خواست زود پیدا کند.

البته شبکه های اجتماعی یادتان نرود , اینروزه شبکه های اجتماعی قطب اصلی تبلیغات هستند پس در آنها نیز فعالیت کنید تا برندتون حداقل شناخته بشه.

روز چهارم :
شرکتتان را ثبت کنید.
ماهیت استارتاپ ایجاب میکند که یه وکیل خوب داشته باشید تا شرکتتان را , برندتان را, محصولتان را و … را به صورت قانونی ثبت کند, قرارداد ها را بررسی کند و کارهای قانونی دیگر را پیگیری کند. البته لازم به ذکر است بعضی از کارها را خودتان میتوانید انجام بدهید, اما معمولا توصیه میشود با یک وکیل خوب مشورت کنید.ضرر نمی کنید.

روز پنجم :
ماشین کمکی بسازید.
اُستِرمیلر با گذشت زمان نیاز به کمک داشت برای راه اندازی استارتاپش , او با تحقیق ۲ نفر را پیدا کرد. دو دانشجو که بلافاصله یکی بر روی فروش دیگری بر روی کارهای اداری مشغول شد و موافقت کردند اگر کار ها بر طبق خواسته پیش برود بعد از ۹۰ روز استخدام رسمی خواهند شد.

بدون هیچ شرکتی هنوز, اُستِرمیلر کار را بعد از آشپزخانه منزلشان هنوز در کافی شاپ انجام میداد. همچنین برای استارتاپ فیش آنها زیرزمین خانه شان را شرکت اولیه تبدیل کردند البته به عقیده خودشان هدفشان حداقل کردن خرج ماهانه بود.

قسمت دوم >

روز ششم :
فروش را شروع کنید

سودآوری یعنی فروش. استرمیلر و کارمندانش به این سطح رسیدند ؛قبل ازینکه شرکتشان راه اندازی شود.فروش فیش, قبل از شبکه سازیش شروع شد : “من هیچ پولی نداشتم, پس مجبور بودم بلند شوم برم بیرون پول کسب کنم” “در هر رویدادی در شهرمان که شامل ۲۵ نفر بیشتر بود من قطعا حضور داشتم.”

برای راه اندازی فروش و بازاریابی, فریدمن اجازه داد افرادش در شبکه ارتباطی اش بدانند چه کاری دارد انجام میدهد. “ما یک تیم پشتیبانی داشتیم, یک عده آدم مشوق که به ما انگیزه میدادند ایده مان را اجرا کنیم.”

روز هفتم :
روی رسانه ها کار کنید

برای یک فروش فوق العاده , روابطتان را با رسانه ها قوی تر کنید.مانند فریدمن و تِرنِر که به این نکته توجه کردند رسانه ها میتوانند باعث رشد چشم گیر سود شرکتشان شوند. “ما در روز اول ورود به بازارمان به تمام شبکه های رادیویی دررابطه با خودمان و محصولمان خبر دادیم. ساعت ۵ تمام شد. باور نکردنی بود نتایجش”.

همانطور فریدمن, در یک پیام تشکر که توسط یکی از مشتریانشان در روزنامه واشینگتون پست انتشار شد, سیل عظیمی از درخواست ها به سویشان سرازیر شد. “ما را به اوج برد, باعث شد تیتر اول مجله مترو شویم.””دیگر وقت نداشتیم به تلفن ها جواب بدهیم, کارمان گرفته بود.”

روز هشتم :
وانمود کنید تا بوجود آورید

موفقیت معمولا یک پیشگویی کامبخش است. هرچقدر هم که کوچک شروع کردید, هرچقدر هم ردپای کمی از خود به جا بگذارید؛ بزرگ فکر کنید, و وانمود کنید که این کار به شما تعلق دارد. به گفته فریدمن “ما هیچ درآمدی نداشتیم, اما مانند شرکت های بزرگ رفتار میکردیم, حرف میزدیم حتی لباس میپوشیدیم.”

کالج هانک با یک لوگوی شیک,با ۱۲ شماره تلفن , ۱۵ ایمیل با افراد مختلف شرکت (روابط عمومی, فروش, تعمیرات) که همه آنها را یک نفر اداره میکرد؛ به نظر مردم یک شرکت بزرگ بود , همین امر یکی از دلایل عمده پیشرفت زود هنگام این شرکت شد. به قول فریدمن “داشتن یک تصویر بزرگ از شرکتمان نه تنها به ما اعتماد به نفس میداد, بلکه به مشتری ما حس معتبر بودن نیز میداد که بتواند به ما اعتماد کند.”

فیش راه دیگری انتخاب کرد؛ او یک نفر را به عنوان منشی قبل از راه اندازی شرکتش استخدام کرد به قول خودش این حس حرفه ای بودن را به شرکتش میداد.

روز نهم :
در و بر کسب و کارتان کار کنید.

برای کارآفرینان استارتاپی, سودآوری بیشتر به معنی کارکردن تمام وقت در و بر کسب و کارشان است_ حداقل برای چند روز و هفته اول_.همیشه یک جنگ نرم در کسب و کار وجود دارد جنگی بین مشتریان جدید و کسب و کار سابق. “ما تا ساعت ۵ صبح کار میکردیم, باید تمام حفره های کاری را پر میکردیم, نباید مشتری را ناامید میکردیم.” این گفته فریدمن است.

وقتی روز به روز حجم کاریتان زیاد شد ,نشانه خوبی است, زیرا به معنی آن است مشتری دارید, حالا وقتش است وظایف را تقسیم کنید, افراد جدید استخدام کنید, نباید تمام کارها را خودتان انجام دهید.فریدمن توصیه میکند به گردش مالی دقت کنید, تمام داستان ها را میتوانید بفهمید.

روز دهم :
یک مهمانی ترتیب دهید.

با پایه ریزی که برای کسب و کارتان انجام دادید, شبکه ارتباطیتان را دعوت کنید, دوستان, فامیل ,آشنایان برای افتتاح شرکت بزرگتان تا یک تصویر زیبا و بزرگ در ذهن تمام افراد حک کنید و بهشان نشان دهید شما میتوانید و انجام دادید.

در مهمانی یک زمانی را به سخنرانیتان اختصاص دهید, از تمام کسانی که به شما در این راه کمک کردند تشکر کنید, از تمام کسانی که ازشان بازخوزد گرفتید تشکر کنید.با این کار انرژیتان چندین برابر خواهد شد, مردم شما را تحسین خواهند کرد و ایده هایشان را برای پیشرفت کاریتان به ما پیشنهاد خواهند داد. شما در مدت کوتاهی بهترین بازار هدفتان را بوجود آوردید بازاری که از همین فردا سیل درخواست ها را با سمتتان جاری خواهد کرد. موفق باشید.