ورود به حساب کاربری        عضویت
مشاوره تلفنی    05136615381 - 09155249646 - 05136639567  

12
جولای

0
جبر محیطی پنهان در گفتگوهای ما – مهارتهای ارتباطی

جبر محیطی پنهان در گفتگوهای ما – مهارتهای ارتباطی

 

جبر محیطی و ضرورت توجه به آن برای بهبود مهارت ارتباطی

جبر محیطی شاید برای بسیاری از ما واژه‌ی ناآشنایی باشد یا لااقل در گفتگوهای روزمره‌ی خود، آن را به کار نبریم، اما مفهوم جبر محیطی در بسیاری از گفتگوهای ما پنهان است.

ما با توسل به مفهوم جبر محیطی به صورت ناخودآگاه می‌کوشیم زندگی را آسان‌تر کنیم و بار مسئولیت‌ها را سبک‌تر کنیم و سهم کمتری از مسئولیت انتخاب‌ها و تصمیم گیری‌هایمان را بر عهده بگیریم.

اجازه بدهید چند جمله را با هم مرور کنیم:

  • یه سری کارا هست، باید انجامش بدی. مهم نیست که دوست داشته باشی یا نه.
  • تو باعث می‌شی آدم فکر کنه واقعاً زشته و اعتماد به نفس اش رو از دست بده!
  • صبح قبل از اینکه بیام بیرون باید اتاقم رو تمیز کنم.
  • بچه‌ام رو زدم تا دیگه از کیف همکلاسیهاش چیزی بر نداره.
  • آره. به مشتری دروغ می‌گیم. آخه مدیرمون میگه باید این کار رو بکنیم. این بخشی از زندگی یک فروشنده است.
  • دیگه همه‌ی دوستام سیگاری بودند. منم سیگاری شدم.
  • حالم از کار کردن به هم می‌خوره. چه کنم که این بچه‌ها توی خونه دهنشون بازه و باید براشون یه لقمه نون آورد.
  • دیگه این زندگی رو باید ادامه داد دیگه. چه میشه کرد. آره هر روز دعوا هست اما چاره ای هم نیست.

ویژگی مشترک گفتگو هایی که با استفاده از چنین جملاتی شکل می‌گیرند چیست؟

اینکه گوینده در همه‌ی آنها به شکلی آشکار یا پنهان، مسئولیت خود را در قبال انتخاب و رفتاری که انجام داده حذف می‌کند و کمرنگ نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، رفتارش را تابع جبر محیطی می‌داند:

اگر بحث مرکز کنترل درونی و مرکز کنترل بیرونی در سلسله درس‌های خودشناسی را مطالعه کرده باشید، احتمالاً به سادگی می‌توانید تشخیص دهید که تمام جملات بالا، منعکس کننده‌ی مرکز کنترل بیرونی در مدل ذهنی فرد هستند.

شاید ساده‌ترین حرکت برای تغییر تدریجی مدل ذهنی این باشد که بکوشیم به تدریج، جمله‌بندی‌های مورد استفاده‌مان را تغییر دهیم و سهم جبر محیطی را در آنها کم‌تر کنیم.