مدیران چرا در گوگل اجازهٔ استخدام، اخراج و ترفیع دادن به کارمندان را ندارند؟
مدیر بودن در گوگل کمی با سایر شرکتها فرق دارد چراکه در گوگل تقریباً همهٔ تصمیمات با مشارکت جمع گرفته میشود. کیم اسکات -نویسنده کتاب موفق و پرفروش Radical candor- در این باره دیدگاههای جالبی دارد. اسکات که گوگل ادسنس و یوتیوب را مدتی در گوگل رهبری کرده است، توضیح میدهد که چهطور مدیر موفقی باشید بدون اینکه انسانیت خود را زیر پا بگذارید!
گوگل این روزها بهشدت دنبال آن است که اجازه ندهد افرادی که در آنجا کار میکنند، از اتفاقات آنجا به کسی در بیرون شرکت چیزی بگویند؛ اما اخیراً در مصاحبهای در یک نشست در شرکت Qualtrics، اسکات یک نگاه نسبتاً کلی از مدیر بودن در گوگل داد و توضیح داد که مدیر بودن در گوگل چگونه است.
اسکات توضیح میدهد که گوگل چهطور از اعمال قدرت و کنترلی که مدیران در شرکتهای دیگر دارند دوری میکند؛ اگر شما یکی از مدیران گوگل هستید، نمیتوانید بهتنهایی تصمیم بگیرید چهکسی را استخدام کنید و چه کسی را اخراج کنید؛ همچنین نمیتوانید تصمیم بگیرید چهکسی چه جایگاه شغلیای داشته باشد (که البته درجهٔ هر کسی، میزان پاداش دریافتی او را هم مشخص میکند.)
به گفتهٔ اسکات، این تصمیمات توسط Packets گرفته میشوند! اینها گروهی از افراد هستند که با فرد مورد نظر مصاحبه میکنند و بعد از اتمام مصاحبه، تمام نظرات خود در مورد فرد مصاحبه شونده و استخدام او را مینویسند. این گروه از مصاحبهکنندگان جمعی از مدیران، دوستان و یا کارمندان آیندهٔ فرد مصاحبه شونده هستند ( مثلاً خود اسکات قبل از اینکه وارد گوگل شود، توسط چند نفر از کسانی مصاحبه شد که خودشان بعداً رتبه پائینتری از اسکات داشتند و مستقیماً به او گزارش میدادند.)
پس از اتمام مصاحبه، گزارش به کمیسیون ارسال میشود؛ خود مدیر استخدام تصمیم نمیگیرد که شخص مورد نظر استخدام شود یا نه. جالب است بدانید مدیران فعلی گوگل میتوانند پیشنهاداتی هم به شخص تازهوارد بدهند تا او را به تیم خود بیاورند و وی در تأیید یا رد پیشنهاد کاملاً آزاد است.
هیچ یک از مدیران نمیتوانند جلوی کسی را از رفتن به تیم و شغل دیگری در گوگل بگیرند. جالب است که این اتفاق برای خود اسکات هم افتاده است؛ او میگوید وقتی تازه به گوگل ملحق شده بودم، ۵ نفر بودند که به من گزارش مستقیم میدادند ولی در همان هفتهٔ اول ۳ نفر از آنها به تیم دیگری رفتند.
مدیران در مورد ترفیع دادن در گوگل قدرت خیلی کمی دارند؛ مخصوصاً در بخش مهندسی که کارمندان بهراحتی دست خود را بلند میکنند و میگویند من برای ترفیع گرفتن آمادهام. مدیر هم میتواند به او توصیههایی بکند اما حتی اگر مدیر بگوید که او آماده نیست، بازهم میتواند درخواست ترفیع خود را بنویسد. البته این کار واقعاً بدون کمک مدیر کار سختی است اما بالاخره کارمند در این باره مختار است.
اگر مدیر با ترفیع کارمندش موافقت کند، میتواند به او کمک کند تا گزارش خود را آماده کرده و از دیگران برای حمایت از ترفیع او، توصیهنامه بگیرد؛ در آخر، این درخواست به کمیسیون میرود که البته مدیر آن شخص در آنجا حضور ندارد و این کمیسیون است که تشخیص میدهد به فرد مذکور ترفیع بدهند یا نه!
شاید این کارها در کل کمی پیچیده به نظر برسد، اما برای گوگل خیلی مفید است؛ برای مثال، بهخاطر پروسهٔ درخواست ترفیع، خیلیکم پیش میآید کسی که حقش نیست ترفیع بگیرد. همچنین این پروسه روابط کاری بین افراد را بهتر میکند. اسکات در این باره میگوید که اگر میخواهید مدیر خوبی باشید، باید روابط خوبی هم با اعضای تیم خود داشته باشید. گرفتن قدرت تکنفره از مدیران است که باعث بهوجود آمدن این روابط خوب میشود، چراکه هیچ چیز برای یک رابطه، بدتر از عدم تعادل قدرت نیست.
شاید این مدل رویکرد برای دیگر شرکتها و کارمندان جوابگو نباشد، اما در این رویکرد درسی برای هر مدیری وجود دارد و آن هم این است که هرچه تصمیمات بیشتری توسط جمع گرفته شود، روابط بهتر میشود و دلها به هم نزدیک میشوند.

