کامپیوترها‌ از گذشته حافظه‌ی بسیار بهتری از انسان داشته‌اند؛ اما آن‌ها هنوز در زمینه‌ی بحث و استدلال شانسی در برابر ما ندارند. با این حال، این روند به تدریج در حال تغییر است.
مدت زیادی است که کامپیوترها توانایی شکست ما را در بازی‌های استراتژی نظیر شطرنج پیدا کرده‌اند. ما اکنون به این نتیجه رسیده‌ایم که هوش مصنوعی در تحلیل حجم عظیم داده‌ها بهترین گزینه است و عملکرد بی‌نقصی دارد. برای مثال می‌تواند با بررسی میلیون‌ها رسید یک سوپرمارکت، میزان خرید روزانه‌ی مشتریان را دریابد و تاثیر زیادی در بهبود بهره‌وری داشته باشد.

اما چه می‌شد اگر هوش مصنوعی قادر به انجام اکثر رفتارهای ما نظیر درک حالات ظریف انسانی، قدرت بیان و حتی ابراز احساسات می‌شد و جای ما را در بحث و استدلال می‌گرفت؟

با این حال، این احتمال وجود دارد که هوش مصنوعی این توانایی را پیدا کند تا در گرفتن تصمیم‌های بهتر به انسان یاری رساند و این همان زمینه‌ای است که محققان اکنون مشغول کار روی آن هستند.
تشخیص استدلال

تا همین چند وقت اخیر، خلق ماشین‌هایی که قادر به بحث و استدلال باشند یک هدف دست‌نیافتنی به حساب می‌آمد.

البته هدف این نیست که کامپیوترها در زمینه‌هایی نظیر نحوه‌ی مجادله با افراد پرخاشجو بر سر تصاحب یک فضای پارک یا تشخیص نوبت افراد در بیرون بردن آشغال‌ها آموزش ببینند.

در عوض، ماشین‌هایی که قادر به بحث و استدلال هستند باعث شکل‌گیری مباحثه می‌شوند و به انسان‌ها کمک می‌کنند بهتر دلیل بیاورند، گزینه‌های جایگزین را در نظر داشته باشند و به جمع‌بندی مناسب‌تری دست یابند.

این احتمال وجود دارد که این ماشین‌ها در تصمیم‌گیری‌های مربوط به موضوعات مختلف از نحوه‌ی سرمایه‌گذاری یک کسب‌وکار تا مقابله با جرم و جنایت و ارتقای سلامت عمومی تاثیرگذار باشند.

اما تعریف چگونگی شکل‌گیری ارتباطات انسانی و ماهیت بحث و استدلال و آموزش آن‌ها به یک کامپیوتر، امری فوق‌العاده پیچیده و دشوار است.

برای مثال، یک جلسه‌ی دادگاه را به عنوان محلی برای شکل‌گیری بحث و استدلال در نظر بگیرید.

ارائه‌ی شواهد و مدارک، بدون شک بخشی از فرایند مباحثه است. اما قواعد اجتماعی، نیازمندی‌های قانونی، احساسات هیجانی و محدودیت‌های عملی همگی بر نحوه‌ی شکل‌گیری و بیان استدلال توسط وکلا، اعضای هیئت منصفه و قاضی تاثیرگذار هستند. با این حال احتمال ساخت الگو از برخی از جنبه‌های استدلال انسانی وجود دارد و محققان در چند سال گذشته در فکر تحقق این موضوع بوده‌اند.

محققان در حال حاضر تلاش می‌کنند تا عملکرد فعالیت‌های یاد شده را ثبت و آن‌ها را به الگوریتم‌های هوش مصنوعی تبدیل کنند. این حوزه‌ای است که به نام «فناوری استدلال» شناخته می‌شود.

پیشرفت‌های این حوزه به واسطه‌ی افزایش سریع حجم داده‌های موجود برای آموزش کامپیوترها در زمینه‌ی هنر بحث و استدلال صورت گرفت است.

حوزه‌هایی نظیر تجزیه و تحلیل اطلاعات، منابع تخصصی آنلاین و برنامه‌هایی نظیر «هزارتوی اخلاقی» از بی‌بی‌سی در حال تهیه‌ی انواع مختلف داده‌های مورد نیاز هستند. علاوه بر این شیوه‌های جدیدی نیز برای آموزش نحوه‌ی کارکرد بحث و استدلال به کامپیوترها توسعه یافته‌اند.

محققان این حوزه از فلسفه، زبان‌شناسی، علوم کامپیوتر و حتی حقوق و علوم سیاسی در جهت درک این مسئله که چگونه مباحثات با یکدیگر تناسب می‌یابند، بهره می‌گیرند.

اخیرا محققان دانشگاه داندی در حال بهره‌گیری از تئوری‌های ۲۰۰۰ ساله‌ی علم زیباشناسی سخن و فنون ادبی به عنوان شیوه‌ای برای تشخیص ساختار بحث و استدلال‌های روزانه و واقعی بوده‌اند.

پیشرفت‌های سریع در این حوزه منجر به این شده تا آزمایشگاه‌های تحقیقاتی بی‌شماری در سرتاسر دنیا‌ خود را درگیر حل این مسئله کنند. به باور پروفسور کریس رید، روند انفجاری پیشرفت این حوزه هرگز در هیچ زمینه‌ی آکادمیک دیگری در ۲۰ سال گذشته سابقه نداشته است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *